
✍️: فاطمه حمدی
ایران، امروز در زمره کشورهایی است که به شدت با مشکل کمبود آب روبروست و در حالی که مسئولان دولتی در دهه های گذشته همواره وعده میدانند که تمام تلاش خود را برای حل این معضل خواهند کرد تا تامین آب مردم به راحتی صورت گیرد اما آنچه که امروزه شاهد آن هستیم ثابت میکند که همه آنها وعده ای بس توخالی نبوده است.
این روزها شوربختانه کمبود آب به پایتخت رسیده و کلی مشکل به بار آورده است ساکنان شهرستانها معتقدند سابقه ثابت کرده است تا موضوعی به تهران نرسد دولت برای حل آن اقدامی نمیکند حالا دیگر مشکل آب در تهران آن قدر بزرگ شده است که بسیاری از مناطق از شمال شهر تا شهرک های اطراف آن ساعت ها آب ندارند و شاید بحران بی آبی پایتخت بتواند از وقوع بحران جدی تر آبی در سایر استانها جلوگیری کند.
در این بین یک نکته جالب توجه وجود دارد؛ مسئولان ناکارآمدی که از دهه های گذشته مدیریت صنعت آب ایران را قبضه کرده اند ناتوان از حل بحران آب از مردم میخواهد صرفه جویی کنند زیرا بر ۳۲ درصد از آب شبکه توزیع کشور مدیریتی وجود ندارد و علاوه بر راه حلهای توسعه سیستم های تامین کننده آب که در نظر گرفته شده است برنامه ریزی فوری دولت چهاردهم ایجاب میکند تا شهروندان تا حد امکان از کلان شهرها خارج شده و موجب کاهش آب مصرفی فعلی شبکه شوند؛ راهکاری که چندان منطقی به نظر نمیرسد.
ناترازی آب و برق در کشور عزیزمان ایران فراتر از یک بحران زیربنایی به یک بحران حقوق بشری تبدیل شده است که کودکان را در معرض خطرات جدی قرار میدهد برای مقابله با این بحران نیاز به برنامه ریزی جامع سرمایه گذاری در زیر ساخت ها و توجه ویژه به حقوق کودکان در سیاست گذاریها وجود دارد.
کودکان به عنوان آسیب پذیرترین اعضای جامعه بیشترین تأثیر را از بحران های زیست محیطی و زیر ساختی می پذیرند. در کشور عزیزمان ایران ناترازی آب و برق به عنوان دو منبع حیاتی نه تنها زندگی روزمره را مختل کرده بلکه حقوق اساسی کودکان را نیز تحت الشعاع قرار داده است.
بر اساس گزارش های صندوق حمایت از کودکان ملل متحد (یونیسف) تغییرات اقلیمی و کمبود منابع آب و انرژی در ایران سلامت آموزش و رفاه کودکان را به طور جدی تهدید میکند. در برخی مناطق کودکان مجبور به ترک تحصیل برای کمک به خانواده در تأمین آب شده اند که این امر حق آنها به آموزش را نقض می کند.
کودکان آسیب پذیرترین اعضای جامعه همان هایی هستند که آینده یک سرزمین را بر دوش میکشند؛ اما تناقض در تصمیم های کلان سیاسی زیست محیطی و اقتصادی اغلب یا فراموش می شوند یا در حاشیه قرار میگیرند.
در دهه اخیر یکی از جدی ترین بحران های ساختاری ایران در حوزه منابع ناترازی آب و برق بوده است؛ بحرانی که پیامدهای آن تنها به خاموشی ها و کمبود آب محدود نمی شود بلکه مستقیما بنیان های سلامت جسمی، روانی، آموزشی و حتی هویتی کودکان را متأثر می سازد در حالی که طبق ماده ی ۲۴ کنوانسیون حقوق کودک، هر کودک حق برخورداری از بالاترین استانداردهای سلامت جسمی و زیست محیطی را دارد.
تداوم ناترازی در مدیریت آب و انرژی به شکل نامرئی اما عمیق در حال نقض این حق بنیادین در ایران است کودکانی که در گرمای طاقت فرسای تابستان بدون برق در مدارس فاقد تهویه و نور کافی یا در مناطقی با قطعی مکرر آب زندگی میکنند نه تنها از حق بر سلامت آموزش با کیفیت و امنیت محیطی محروم میشوند بلکه قربانی نابرابریهای ساختاری و سیاست گذاریهای ناپایدار می شوند.
کمبود آب سالم دسترسی کودکان به خدمات بهداشتی و درمانی را محدود کرده است در مناطق محروم نبود آب پاک و امکانات بهداشتی مناسب منجر به شیوع بیماریهای واگیر دار در میان کودکان شده است.
ایران به عنوان یکی از کشورهای عضو کنوانسیون حقوق کودک، متعهد به تضمین حقوق اساسی کودکان از جمله حق بر سلامت آموزش و زندگی در محیطی امن است. با این حال بحرانهای جاری نشان دهنده چالش های جدی در تحقق این تعهدات است.
ناترازی آب و برق در کشور عزیزمان ایران صرفا یک مسئله فنی یا مدیریتی نیست؛ بلکه بحرانی است که به قلب حقوق بنیادین کودکان ضربه میزند. کودکانی که در سایه این بحران از آموزش با کیفیت سلامت روانی خواب کافی تغذیه سالم و حتی بازی و تفریح محروم میشوند در واقع از زندگی با کرامت نیز دور می مانند این وضعیت ناقض اصول مندرج در کنوانسیون حقوق کودک به ویژه موادمرتبط با حق بر بقاء رشد آموزش سلامت و زندگی در محیطی امن است.
مدیریت ناپایدار منابع توسعه نامتوازن و نبود سیاست گذاریهای مبتنی بر ارزیابی اثرات اجتماعی همگی در شکل گیری و تعمیق این بحران سهیم اند اما آنچه بیش از هر چیز نگران کننده است نادیده انگاشتن کودکان به عنوان ذی نفعان اصلی بحران است؛ کودکانی که در فرایندهای تصمیم سازی حضور ندارند و صدایشان شنیده نمی شود اما بیشترین آسیبها را متحمل میشوند.
اگر قرار است که حکمرانی بر آب و انرژی به سمت پایداری و عدالت حرکت کند این تحول تنها با محوریت بخشی به حقوق کودک و شناسایی آثار میان نسلی سیاست های منابعی میسر خواهد بود.
وقت آن رسیده است که در همه تصمیم های کلان از مهندسی زیر ساخت تا تنظیم بودجه حقوق کودک به مثابه یک معیار اصلی در نظر گرفته شود.
کودکان امروز ساکنان آینده این سرزمین اند؛ آینده ای که اگر با خاموشی و بی آبی گره بخورد نه تنها توسعه را از مدار خارج میکند بلکه عدالت نسلی را نیز به بحران میکشاند.
منبع: محمدمهدی سیدناصری/ حقوقدان


