
✍️: فاطمه حمدی
چهارشنبهسوری یه جور دیگهای بود. آخه میدونید که این روزا دنیا خیلی خبرای خوب نداره، جنگ و دعوا همه جا هست. واسه همین، مردم هم یه کم با احتیاط و فکر بیشتر اومدن وسط. دیگه خبری از اون آتیشبازیهای خیلی شلوغ و پر سر و صدا نبود. انگار همه یه جورایی دلشون با اونایی بود که تو جنگ سختی میکشن
آتیش زدن، همیشه یعنی اینکه بدیها رو بذاریم پشت سر و به استقبال یه سال خوب بریم. امسال هم همین معنی رو میداد، ولی دیگه فقط برای خودمون نبود همه دعا میکردن که آتیش جنگها هم زودتر خاموش بشه و دنیا یه نفس راحت بکشه.
اینکه میبینیم مردم به جای ترقهترقه کردن، شمع روشن میکنن یا یه آتیش کوچولو درست میکنن، نشون میده که چقدر به هم فکر میکنیم.
این شمعهای روشن، انگار یه جور امیدن که بگن تاریکیها تموم میشه و دوباره روزای روشن از راه میرسه.
خیلیها این شب رو کنار خانواده بودن و به جای هیجان، به حرفای دل همدیگه گوش دادن. آرزو کردن که صلح و آرامش به همه جا برگرده. آرزو کردن که دیگه هیچ بچهای از صدای انفجار نترسه
خلاصه اینکه، چهارشنبهسوری امسال شاید یه کم ساکتتر بود، ولی خیلی حرفها تو دلش داشت. بهمون یادآوری کرد که مهمترین آتیش، آتیش عشق و مهربونیه که باید تو دلامون روشن نگه داریم، حتی وقتی دنیا داره دور و برمونو آتیش میگیره.


